تبليغاتX
بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم

بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم

چرا رفتی تو


چرا رفتی تو


چرا بستی تو چشماتو


قلبم میگیره


یه روز بی تو و عشقت


گوشه سینه میمیره


دیگه بسه خستم بگیر دستامو

یه روز میرسه


دستامون دستای عشقو می گیره


یه روز میرسه قلبامون واسه همدیگه میمیره


نذار بسته شه دفتر عشق من با تو

هنوزم اون چشای تو


اون نگاه تو


مونده یادم


چرا رفتی


آخرش جز تو دل به کی دادم

نگفتی میری یه روز


گفتی دوسم داری هنوز


منم داشتم


گفتی منو میخوای فقط


گفتی با من میمونی

اما رفتی تو ، اما رفتی تو


بستی دو چشماتو قلبم میگیره


یه روز بی تو و عشقت


گوشه سینه میمیره


نذار بسته شه دفتر عشق من با تو

یه روز میرسه ، یه روز میرسه


دستامون دست عشق و میگیره


یه روز میرسه قلبامون واسه همدیگه میمیره


حالا بی تو خستم بگیر دستامو

تو منو غرق بوسه کن

ازچشام بخون


دوست دارم


میخوام باورت بشه


تنها تو رو دارم

بگو با منی هنوز


نگو از عشقم بسوز


غصه دارم


میدونم میای یه روز


عشق موندگارم

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت13:2توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من


زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من


وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم


رفتن تو مرگه منه دستهای تو تو دستمه


نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه


بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم


اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم


واسه با تو بودن زندگیم رو باختم

یه کلبه از عشق واسه تو ساختم من


عاشق تو بودم عاشق تو هستم


درهای دلم رو به روی همه بستم من


رفتن تو مرگه منه دستهای تو تو دستمه


نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه


بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم


اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم


+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت0:38توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |

بازم شب شد و این دل بیقرار


دلم طاقت دوریتو نداره


ببخش این عاشق پر اشتباهو


به قلب خسته جون بده دوباره


اخه چطور دلث اومد تنهام بزاری


تو بازیه زمونه جام بزاری


تو بی من بری من بی تو میمیرم


اخه شده بودی عزیزترینم


شب و غم و من و ابر پاره پاره


اسمون داره واسم یه ریز می باره


رفتی و حالا اشک خیس ابرا


گریه هاتو یاد من میاره


یاد چشات داره منو دیوونه میکنه


با غصه ها داره منو همخونه میکنه

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت0:33توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |

سکوت عجیبی دارد اینجا دیگر تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و نوشته هایی که ... با خود چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟ دلم برایت تنگ می شود وقتی می خوانمت، وقتی بلند بلند می خوانمت تنهایی عجیبی است، دیوانه ام می کند گاهی وقتی می دانم دیگر برق چشمانت را توان دیدن نیست ... کاش اینجا بودی، درست روبروی من! سکوت می کردیم و در آن سکوت می خواندیم همدیگر را

 

 

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

 

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند وگناهم رادوست داشتن تو اعلام كردو پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنارچوبه يه دارازمن خواستند تاآخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

 

 

نمي دانم چرا ماانسانها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد و مي دانيم روزي بسته خواهد شد

 

وقتی که دیگر نبود،من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن است

 

 

پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

 

غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم.

 

 

مـــــن عــــــشـق را يـــــاد نـــــگرفتــــــم کـــه فــــرامــــوشش کنــــم اگــــرچــــه شــــايد بــــاد بــــرگهــــايـــم را تـــــکان دهــــد ولي ريشــــه ام در خــــاک محکــــم و ايسـتاســــت مــــن عــــشق را از درخــــت آمــــوختــــه ام

 

 

نه!نرو!صبر کن
قرارمان اين نبود
بايد سکه بيندازيم
اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم
.....
صبر کن سکه بيندازيم
اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

 

 

اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه
اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته
باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه
و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده

 

 

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

 

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را براي پرستش

 

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت0:23توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |

 

تونمی دونی من چی کشیدم

وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی

حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بود و یه قصه ی تلخ

وقتی که گفتی تو رو نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم

شاید هنوزم باور نکردم

چشمای گریون دستای خسته

دوری چشمات منو شکسته

رنگ اون چشمات چشمای سیات

زنجیر دلت دستامو بسته

شاید یه حسود چشممون زده

بگو کی ما رو تنهایی دیده

ولی می دونم تو آسمونا

قصه ما رو یکی شنیده

تو باور نکن هر کی بهت گفت

پیشت می مونم پیشت می مونم

باور ندارم که دیگه نیستی

تا ته دنیا از تو می خونم

چشمای گریون دستای خسته

دوری چشمات منو شکسته

رنگ اون چشمات چشمای سیات

زنجیر دلت دستامو بسته

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت0:5توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |

بهترین ترانه رو من از چشای تو می سازم

تو غمار زندگیمون تو نباشی من می بازم

اگه باشی در کنارم

با تو من مالک دنیام

بی خیال غربت و غم

بی خیال نور فردا

دوست دارم دوست دارم

توی دنیا تو رو دارم

مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستارس

دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارس

از سر انگشت تو یعنی

قصه ی خوب نوازش

هر نگاه عاشق تو

غزل آبیه خواهش

جاده های مهربونی میگذره از تو نگاهت

روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت23:35توسط بهترین ترانه رو من از چشای تو می خونم | |